چند شعر

این شعر را هم شهاب برا م نوشته  بخونید و ببینید شاعرا چرا جادوگرند.

نمیری شاعر !دستت درد نکنه. حظ کردم .شما هم بیایید بیایید ببینید رستاخیز

این واژه ها را.......

 

 

 

از باغ می برند چراغانی ات کنند            تا کاج جشنهای زمستانی ات کنند

 

پر کرده اند صبح ترا ابرهای تار            تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

 

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند     این بار می برند که زندانی ات کنند

 

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست     از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

 

ای گل گمان نکن به شب جشن میروی       شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست           گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند!!

 

 

 چند تکه ی ناب هم از خانم عباسی که تصویرهای شاعرانه اش به تنهایی یک کلاس آموزشی شعره

هیچی نباید بگم فقط در سکوت بنشینید و بخونید و ....هر چه عشق نازنینه نوش جونتون!(کولیا کجان؟)

 

من
 از میان واژه های زلال
 دوستی رابرگزیده ام
 آنجا که
 برف های تنهایی
 آب می شوند
 در صدای تابستانی یک دوست

        ***********************************

در پناه صخره ی عادت
 روز را
 به شب می رسانیم
و باید های بیهوده را
 با نبایدهای پوسیده
 پیوند می زنیم
 تا امروز
 همان باشیم
 که دیروز بوده ایم
 بیا
 تا خانه ی خود را
 از علف های هرز عادت
 پاک کنیم
 و در زیبایی بال پروانه ای
نگاه کودکی خود را
 جستجو کنیم

 

باز است
 در تمنای نسیم
پنجره ای
 و به گوش می رسد
 آواز خوش زنجره ای
 که حضور کوچک خود را
 به جهان می بخشد

 

******************************************

 

چه شاعرنه است
وقتی شمع
 به پایان خود می رسد
 بی حضور گل و پروانه

 

 

خب لذت  بردی؟ من که عرض کردم عزیزم!اگه خدایی نکرده خدایی نکرده زبانم لال لذت نبردی احتمالن(تنوین ندارم)هنوز کولی نشدی باید بری قبیله ی بنی رویا یکی دو لیوان عشق بزنی !به جان عزیزت راست میگم راهش همینه حالام بخاطر خدا حافظی یه کولی از قبیله ی بنی رویا که تنهامون گذاشت

شعری که دوست داشت براتون میذارم ( دعا کنید دوباره برگرده):

 

غم که میآید در و دیوار شاعر میشود
در تو زندانی ترین رفتار،شاعر میشود
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار شاعرمیشود
تا زمانی با توأم انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی :چطور اینگونه شاعر شد دلت
تو دلت را جای من بگذار ! شاعر میشود
گر چه میدانی نمیدانم چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار شاعر میشود.....

 

الهی بمیرید همتون اگه کولی نشید !!!( بدتون نیاد اینو مولانا گفته :هر که این آتش ندارد نیست باد)

این نقاشان جرا مشهورند.....؟

اول :

تابلوی نقاشی" مونالیزا"معروف به" لبخند ژوکوند" اثر مشهور نقاش ایتالیایی" لئوناردو داوینچی" است .این تابلو مشهورترین اثر نقاشی جهان است .ژوکوند تاجر مشهور ایتالیایی است که نام همسرش مونالیزا است ویزگی این تابلو اینست که لبخند مونالیزا حالتی زود گذر بین خنده و گریه دارد که در یک لحظه اتفاق می افتد (دقت کنید )هنر داوینچی اینست که در زمانی که دوربینی هنوز ساخته نشده این لحظه را ثبت کرده یعنی انگار زمان را نگه داشته و لحظه را جاودانه کرده .

اثر مشهور دیگر وی "شام آخر " نام دارد یعنی شب خداحافظی مسیح با حواریون که بر دیوار کلیسایی در شهر میلان کشیده شده است این اثر از نظر اهل ریاضی و هندسه فوق العاده مورد توجه است

دوم :

هموطن او "میکل آنژ"نیز از نقاشان ومجسمه سازان مشهور دنیاست بزرگترین نقاشی وی سقف نماز خانه ی "سیستین"در واتیکان را پوشانده است که تصاویری از داستانهای تورات و انجیل را در بر میگیرد او به تنهایی در مدت چهار سال درحالی که تمام لحظات کار بر روی داربستی به پشت دراز میکشید این نقاشی را به پایان برد.

سوم:

شهرت "جوزف ویلیام ترنر"نقاش انگلیسی نیز به خاطر منظره هایی است که کشیده وتاثیر شگفتی بر بیننده می گذارد . یکبار ترنر در هنگامی که دریا طوفانی بود به دریا رفت خود را به دکل کشتی بست تا بتواند صحنه ی طوفان را به درستی نقاشی کند .

چهارم:

شهرت "ونسان ونگوگ"نیز بخاطر تابلوهای روشن از طبیعت بی جان وانسانهاست که او کشیده . رنگ مورد علاقه ی او زرد بود و بطور خاص و هنرمندانه ای آنرا بکار میبرد وی پایه گذار مکتب "اکسپرسیونیسم " در نقاشی است بمعنای حالت یا بیان هنری یعنی بیان حالات عاطفی و درونی انسان با اغراق در رنگها وشکلها . اثر جهانی ون گوگ تابلو نقاشی "گلهای آفتاب گردان است .

پنجم:

"سالوادور دالی " هنرمند اسپانیایی نیز از نقاشان مشهور سبک "سوررئالیستی "است بمعنای "فرا واقع گرایی ". هنرمند این سبک دستمایه ی کار خود را از دنیای تجربه های روانی انسان میگیرد_مثل دانشها و تجربیات روانکاوان_تا به کشف دنیای ورای واقعیت برسند ."دالی" با رفتار جنون آمیز بیش از آنکه مردم را متوجه هنرش سازد آنان را به کنجکاوی در باره ی شخصیت خودش بر می انگیخت مثلا هنگام سخنرانی لباس غواصی به تن میکرد ونانی به درازی دو متر در دست میگرفت و در رادیو وتلویزیون درباره ی سبیلهایش و طرز نگهداری آنها سخن میگفت! مشهورترین اثر او تابلوی "پایداری حافظه "و"زرافه ی شعله ور " نام دارد .

ششم:

هموطن او "پابلو پیکاسو" نیز بسیار مشهور است پیکاسو تحت تاثیر نقاشی فرانسه سبک خاصی را در نقاشی ایجاد کرد که به سبک "کوبیسم "مشهر شد کوبیسم در لغت یعنی "مکعب گرایی". سطوح زاویه دار نقاشی های پیکاسو باعث شد که منتقدان این نام را بر سبک کار او بگذارند . تابلوی نقاشی "گرنیکا"مشهورترین اثر پیکاسو است .